وهابیت تهدید یا فرصت؟

در روزهایی که آفتاب گرم وسوزان عربستان،صحرای ” نجد ” را مورد نوازش خشن خود قرار می داد آنانکه دست شیطان را از پشت بسته بودند در حاشیه امپراطوری عثمانی مذهبی جعلی را با نام “وهابیت” تشکیل دادند.
افکار پوچ وبی هویت وسراسر انحراف این مذهب توسط محمدابن مسعود حاکم شهر"درعیه” تایید وبا شمشیر آل سقوط (سعود)واستفاده از نقاط ضعف امپراطوری عثمانی وحمایت موذیانه انگلیس توسعه یافت وامروزجهان بشریت، محصول آن تولد شوم را در قالب وحشی گری شگفت نظاره گر است.حاصلی که جز خشکاندن پویایی دراسلام ، ترویج خشونت وتوحش محض چیزی دیگر را به دنبال ندارد، تنها فایده این تفکر آن بود که باعث آبرومندی حیوانات درمقایسه با اقدامات آنها شد .
وهابیت تکفیری،که در سر زمین های پراز جهل وعقب ماندگی بیشترین پیشرفت را داشته، مذهبی است که همه ادیان و فرق دیگر را کافر وخون آنها را مباح می داند، وهابیت این آلت دست انگلیس واستکبار جهانی از همان ابتدا فقط تفرقه وتضعیف مسلمین رادنبال کرده وتاکنون نیز آثار توحش آنها درسوریه، عراق ودیگر بلاد اسلامی (آفریقا…)کماکان ادامه دارد.
اما مقصد بحث در این است که در کنارتهدید بودن وهابیت از نعمت بودن آن نباید غفلت کنیم و به نظر می رسد وهابیت، دارو و مرهم خوبی برای درمان زخم کهنه تفرقه بین مسلمین جهان اعم ازشیعه وسنی باشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

انتخاب آيت الله خامنه اي به مقام رهبري

از هنگامي كه خورشيد انقلاب اسلامي در آسمان اين سرزمين سرخ فام طلوع كرد، تا چهاردهم خرداد 1368 فقط 10 سال و اندي سپري شد، امّا شعاع انديشه هاي ناب و نوراني اين شمس پرفروغ تا قلب زمين و زمان پيش رفت، به گونه اي كه امروز هيچ نقطه اي از اين كره خاكي نيست كه نام خميني كبير و انقلاب سترگ او را نشنيده باشد.
انقلاب خميني با جوهره دين و مختصه هاي ظلم ستيزي، عدالت خواهي و مردم مداري همراه بود. عناصر قدرتمندي كه وقتي با فرّه مندي و رهبري كاريزماتيك اين مرد بي نظير درآميخت، توفاني سهمگين از خيزش مردمي برپا كرده و نه تنها يك دولت مستقر و مورد حمايت قدرت هاي بزرگ دنيا را از بيخ و بن بركند، بلكه مدنيّت غرب و موجوديت دنياي استكبار را نيز به چالش كشاند.
از اين رو، انقلاب اسلامي همچنان كه فرصتي براي رويش مجدّد و حيرت انگيز گلواژه هايي نظير خدا، ايمان، عدالت و معنويت، بر شاخه هاي خشكيده و ترك خورده فطرت انسان معاصر بود، تهديدي بي نظير نيز براي قدرت هاي سلطه جوي اهريمني به حساب مي آمد، چرا كه اين رويش عمومي، نويد بخش افول ايدئولوژي مادي و مرگ تمدن منحط غرب بود و اين حقيقت انقلابي است كه «ميشل فوكو»، جامعه شناس برجسته فرانسوي به زيبايي تمام از آن به «روح جهان» تعبير مي كند. به راستي اگر اين روح، دير يا زود بر تمام جغرافياي ذهن و عين اين عالم مستولي شود، آيا در آن صورت، باز هم بازوان و پنجه هايي وجود خواهند داشت تا در جهت مطامع زورمداران و استعمارگران عصر استعمار فرانو، به منافع ملت ها چنگ اندازي كنند؟ پس چه بايد كرد؟ و با چه وسيله و امكاني بايد جلوي حركت بنيادگرايي اسلام را گرفت؟
اين، يك پرسش اساسي و جدي بود كه «هيگ» وزير وقت امور خارجه آمريكا رسماً در مجلس سناي اين كشور، از نمايندگان پاسخ آن را مطالبه مي كرد و آنان را پيوسته به چاره جويي فرا مي خواند.  پرسشي كه در واقع بازتاب تشويش ها و نگراني هاي سياستمداران آن روز و امروز غرب است. پرسشي جدي كه البته پاسخي جدي تر مي طلبيد. رويارويي و مواجهه حذفي، با اعتماد بر توان برتر نظامي و نفوذ سياسي در جهان، تنها گزينه ممكني بود كه مي توانست ضمير متلاطم و آشوب زده سياستمداراني كه درك درستي از حقيقت انقلاب اسلامي و واقعيت هاي جامعه ايراني نداشتند را آرام كند. از اين رو جبهه كفر، از نخستين روزهاي تولد اين انقلاب شكوهمند با تمامي توان در برابر آن صف آرايي كرد، تا شايد بتواند اين نور را پيش از آن كه كانون توجه ساير مسلمانان و ملل آزادي خواه جهان گردد، خاموش سازد و دست كم از گسترش نفوذ آن در جهان بكاهد. «يريدون ليطفؤ نورالله بافواههم. »
جاسوسي، مهره سازي و نفوذ دادن عناصر فاسد در مراكز حساس نظام، راه انداختن عمليات هاي تروريستي و براندازانه، درگير كردن نظام نوبنياد جمهوري اسلامي با يك جنگ فرسايش گر و توانگير به مدت هشت سال و طراحي و ساماندهي چندين كودتا و عمليات نظامي و ده ها اقدام ايذايي ديگر، از جمله اقداماتي بود كه به عنايت خداوند متعال و به خاطر حقانيت اين نظام قدسي، كه حتي بيگانگان نيز تصريحاً يا تلويحاً آن را «معجزه قرن» مي خواندند؛4 هيچ يك از آنها نتوانستند جلوي درخشش و پرتوافشاني آن را بگيرند.
با وجود همه اين شكست ها و ناكامي هاي پي در پي، اما استكبار جهاني هيچ دليلي براي رهاسازي انقلاب اسلامي و تن دادن به شكست در برابر آن نمي ديد، بويژه آن كه يك نقطه بسيار اميدبخش ديگري وجود داشت كه آنان را همواره، نسبت به تحقق آرزوهايشان اميدوار نگاه مي داشت و آن چيزي جز ارتحال امام خميني اين خورشيد تابناك انقلاب اسلامي نبود.
تصويري از آن غروب دهشتناك
ارتحال امام خميني(ره) فاجعه اي بود كه دير يا زود مي بايست اتفاق مي افتاد و هيچ راهي جز تمكين و تسليم در برابر اين سنت الهي نيز وجود نداشت، همان گونه كه انقلاب الهي پيامبر اسلام(ص)، اين قدسي ترين انسان روي زمين نيز ناگزير به اين سرنوشت تلخ، تن داد.
با اين حال، نمي توان فضاي دهشتناك و يأس آلود ناشي از اين غروب فاجعه آميز را انكار كرد و هياهوي جغدان و هجوم خفاشاني كه سال ها در انتظار چنين رويدادي لحظه شماري مي كردند را نشنيده و ناديده گرفت. هجوم گاه و بيگاه اين تصور تلخ، حتي لرزه بر اندام آناني مي انداخت كه خود نماد استواري و تنديس مقاومت در سخت ترين و دلهره آورترين شرايط انقلاب بوده اند.
مقام معظم رهبري در يكي روزهاي حادثه غم انگيز ارتحال بنيان گذار انقلاب اسلامي، مي فرمايد:
«ده سال پيش كه ايشان ]امام خميني[ دچار عارضه قلبي شدند، با جمعي از دوستان - كه امروز بسياري از آنها جزء شهدا هستند و در جوار رحمت الهي آرميده اند - خود را در آن هواي سرد و برفي به قم رسانديم و آن وجود عزيز كه حيات انقلاب، مرهون او بود را به تهران آورديم، و در بيمارستان قلب بستري كرديم. روزهاي سختي گذشت و چه دلهره ها و نگراني هاي غيرقابل توصيفي را پشت سر گذاشتيم. از آن روزها تا پايان حيات ايشان دائماً نگران اين حادثه تلخ بوديم و بارها به پروردگار متعال عرض مي كرديم كه دعاي شوق انگيز امت مؤمن و مخلص ما به درگاه تو، سلامت و بقاي اين قلب تپنده است با بزرگواري خود دعاي امت ما را مستجاب كن، هر وقت تصور فقدان اين موجود عظيم و عزيز را مي كرديم، واقعاً دنيا براي همه ما بي معني و تاريك جلوه مي كرد. »
تشديد بيماري حضرت امام خميني (ره) و بستري شدن ايشان در بيمارستان قلب تهران، در سال 1358 خبرگان امت بويژه حضرت آيه الله خامنه اي و حضرت حجه الاسلام والمسلمين آقاي هاشمي رفسنجاني را واداشت تا به محض تشكيل نخستين مجلس خبرگان رهبري، در سال 1362 به فكر تعيين جانشين رهبري بيافتند و به رغم عدم پيش بيني چنين نهادي در قانون اساسي جمهوري اسلامي، اين مسئله را به طور جدي پيگيري كنند.
آقاي هاشمي رفسنجاني در تبيين دلايل اين اقدام، مي گويد:
«اصلاً ما خودمان قبلاً طراحي كرده بوديم كه جانشين امام را داشته باشيم تا خداي ناكرده اگر براي امام حادثه اي پيش بيايد، كشور دچار خلأ نشود. خوب شما كه حال امام را مي دانستيد، ما معمولاً شب ها هر وقت تلفن خانه ما زنگ مي زد، مي ترسيديم يك خبري از امام باشد، حال ايشان در آن وقت مساعد نبود، دكترها در بدن ايشان يك دستگاه فرستنده گذاشته بودند كه اگر در حمام يا دستشويي دچار مشكل شدند، افراد بيرون، از حال ايشان مطلع شوند، اين قدر تحت مراقبت بودند. بنده هم كنار منزل ايشان منزل كرده بودم كه هر وقت لازم باشد به كمك ايشان برويم، شرايط مناسبي نبود، لذا ما خيلي برايمان مهم بود كه جانشين رهبري آماده باشد كه دشمنان توطئه نكنند. »
البته با عنايت خداوند، حيات پربركت حضرت امام پس از آن حادثه، هرچند توأم با بيم و اميد تا ده سال ادامه يافت و با هدايت و سكانداري آن روح الهي، نظام اسلامي از بحران هاي بزرگ سياسي، نظامي - امنيتي و اقتصادي دهه 60 به سلامت عبور كرد، اما اين تازه آغاز يك راه طولاني، ناهموار و آميخته با انواع خطراتي بود كه تا رسيدن به آن ساحل امن فاصله زيادي داشت، بخصوص اين كه خطر جنگ همچنان باقي بود و احتمال برافروخته شدن مجدد آن به محض ارتحال امام خميني(ره) وجود داشت. در چنين شرايطي، از دست دادن امام خميني(ره) به عنوان محور و نقطه اتكاي انقلاب اسلامي، مي توانست به معناي ختم انقلاب و از دست رفتن تمام آمال و آرزوهاي ملتي باشد كه دست كم دو دهه (با توجه به مبارزات پيش از پيروزي انقلاب) براي تحقق آنها از تمام سرمايه هاي مادي و معنوي خود مايه گذاشته بودند. آري «شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين حائل»اما او مي خواست كه اين نور همچنان بر بام عزت و شرف مسلمانان، تابناك و فروزنده باقي بماند. «واللّه متمّم نور ه ولو كر ه الكافرون8

نقش خبرگان رهبري در تجديد حيات انقلاب اسلامي
اميد و تلاش دشمن براي براندازي نظام جمهوري اسلامي در پي بحران ناشي از ارتحال بنيان گذار آن، نكته اي نبود كه از نظرها پنهان بماند. در حقيقت ارزشمندترين لحظاتي كه دشمن سال ها صبر خود را در انتظار آن آزموده و عمر خويش را فرسوده بود، اينك به بار نشسته بود. فقدان رهبري، همراه با شرايط مبهم و ناپايدار امنيتي در مرزها، وضعيت آسيب پذير امنيت داخلي و نيز شوك شديد وارد بر مردم، همگي شرايط مساعدي را براي آغاز تحريكات و تحركات خباثت آلود دشمن مهيا كرده بود، امّا تصميم غافلگيركننده خبرگان امت در انتخاب سريع و شايسته رهبر بعدي به يك باره تمام اين معادلات را به هم ريخت و رهروان امام از فرداي آن واقعه، در پرتو رهبري الهي و حكيمانه امامي ديگر، به راه خود ادامه دادند و اين بحران بزرگ و خطرات ناشي از آن را نيز با هوشياري و بردباري از سر گذراندند.
با انتخاب حضرت آيه الله خامنه اي به رهبري امت اسلامي، كه با هدايت خداوند و هوشياري خبرگان امت صورت گرفته بود، فصل جديدي از حيات پربركت انقلاب اسلامي، آن هم در پهنه اي وسيع تر رقم خورد و خورشيد انقلاب اسلامي كه با غروب خود، پرده اي ازغم بر دل هاي تازه حيات يافته اين امت افكنده بود، با عنايت الهي بازگشت تا افق اين سرزمين را دگر بار به اشراق خود روشن سازد. از اين رو اگر انتخاب حضرت آيه الله خامنه اي را به رهبري امت اسلامي ايران، ردّ الشمس انقلاب و تجديد حيات انقلاب اسلامي بناميم، سخن به گزاف نگفته ايم.
مروري بر چگونگي انتخاب آيه الله خامنه اي به رهبري انقلاب
در قانون اساسي مصوب 1358 مرجعيت يكي از اصلي ترين شروط رهبري به شمار مي رفت. در جريان بازنگري قانون اساسي در سال 1368 امام خميني(ره) با ارسال نامه اي به حضرت آيه الله مشكيني، رئيس مجمع بازنگري قانون اساسي، نظر صريح خود، مبني بر حذف شرط مرجعيت از مجموع شروط رهبري را اعلام فرمودند. در اين نامه آمده بود:
«. . . خواسته بوديد نظرم را در مورد متمم قانون اساسي بيان كنم. هرگونه آقايان صلاح دانستند عمل كنند، من دخالتي نمي كنم. فقط در مورد رهبري، ما كه نمي توانيم نظام اسلاميمان را بدون سرپرست رها كنيم. بايد فردي را انتخاب كنيم كه از حيثيت اسلاميمان در جهان سياست و نيرنگ دفاع كند.
من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم كه شرط مرجعيت لازم نيست. مجتهد عادل مورد تأييد خبرگان محترم سراسر كشور كفايت مي كند. اگر مردم به خبرگان رأي دادند تا مجتهد عادلي را براي رهبري حكومتشان تعيين كنند، وقتي آن ها هم فردي را تعيين كردند تا رهبري را به عهده بگيرد، قهري او مورد قبول مردم است. در اين صورت او ولي ّ منتخب مردم مي شود و حكمش نافذ است. در اصل قانون اساسي، من اين را مي گفتم، ولي دوستان در شرط مرجعيت پافشاري كردند من هم قبول كردم. من در آن هنگام مي دانستم كه اين در آينده نه چندان دور، قابل پياده شدن نيست. توفيق آقايان را از درگاه خداوند متعال خواستارم. »
امام نه تنها مرجعيت را به عنوان شرط رهبري نپذيرفتند، بلكه حتي حاضر به پذيرش آن به عنوان يك اولويت نيز نشدند. آيه الله اميني، نايب رئيس مجلس خبرگان رهبري در اين باره مي گويد:
«به دنبال آن ]دستور امام براي حذف شرط مرجعيت[ ما بحث هاي مفصلي انجام داديم و افرادي موافق اين شرط و عده اي هم مخالف آن بودند، تا اين كه قبل از ارتحال امام و زماني كه ايشان به بيمارستان منتقل نشده بودند، اين جانب و آيه الله موسوي اردبيلي كه رئيس كميسيون ولايت فقيه شوراي بازنگري بودند، به اتفاق مرحوم حاج احمد آقا، خدمت امام رسيديم و عرض كرديم، اجازه بدهيد مرجعيت به عنوان يك اولويت در قانون باشد ولو اين كه شرط رهبري نباشد، امام راحل (ره) تأملي كردند و فرمودند: نه، زيرا نه دليلي داريم كه رهبر بايد مرجع باشد و نه صلاح نظام است. آنچه ما داريم اين است كه ولي فقيه بايد مجتهد و فقيه جامع الشرايط باشد».
از طرفي در اصل مذكور، پيش بيني شوراي رهبري نيز شده بود. اصل يكصد و هفتم قانون اساسي، مجلس خبرگان را مكلّف مي كرد تا در صورت نيافتن مرجعي داراي ويژگي ها و برجستگي هاي خاص براي رهبري، از ميان مراجع سه يا پنج مرجع واجد شرايط رهبري را به عنوان اعضاي شوراي رهبري، تعيين و به مردم معرفي كنند.
تشكيل اجلاس اضطراري
هنوز كار بازنگري قانون اساسي به اتمام نرسيده بود كه بنيان گذار انقلاب اسلامي نداي حق را لبيك گفته و جهان اسلام را با مرگ خود داغدار فرمودند. پس از ارتحال امام خميني(ره)، در شامگاه سيزدهم خرداد 1368، مجلس خبرگان رهبري با تشكيل يك اجلاس اضطراري در همان شب، مسأله تعيين رهبر يا اعضاي شوراي رهبري را به بحث گذاشت. از آنجا كه كار بازنگري و اصلاح قانون اساسي همچنان در جريان و اعتبار قانون اساسي مصوب سال 1358 نيز به قوت خود باقي بود، مي بايست ساز و كاري درباره رهبري، در چارچوب همان اصول اتخاذ گردد، لكن در خصوص شرط مرجعيت، مجلس خبرگان، براساس نامه حضرت امام به آيه الله مشكيني، در اولين اقدام، اين شرط را از ميان برداشت و به همان اجتهاد مطلق بسنده كرد.
مرحله تعيين مصداق
به اين ترتيب مرحله اي دشوارتر كه تعيين مصداق بود، پيش روي خبرگان قرار گرفت. در اين مرحله تعدادي از نمايندگان مجلس خبرگان، برخي از مراجع عظام تقليد را پيشنهاد كردند كه به دليل حساسيت موضوع رهبري، دشواري ها و پيچيدگي هاي عالم سياست، آن هم در جهان پيچيده كنوني، با استقبال خبرگان روبرو نشد .
از آنجا كه در بحث شوراي رهبري، يكي از شخصيت هاي مورد توجه خبرگان، شخص حضرت آيه الله خامنه اي بود، در اين مرحله نيز با هدايت الهي، قلب ها به سوي ايشان معطوف و پيشنهاد رهبري ايشان، مطرح گرديد كه به رغم مخالفت صريح و شديد معظم له، اين پيشنهاد به رأي گذاشته شد كه در نتيجه آن، حضرت آيه الله خامنه اي با اكثريت قاطع خبرگان امّت، به زعامت و رهبري انقلاب پس از امام خميني(ره) برگزيده شدند.
مقام معظم رهبري، نحوه اين انتخاب تاريخي و وضعيت روحي خود در آن شرايط حساس را چنين تشريح مي كنند:
در آن لحظه به خدا پناه بردم
«آنچه كه در خصوص تعيين رهبر واقع شد و بار اين مسئوليت، بر دوش بنده كوچك ضعيف حقير گذاشته شد؛ براي خود من حتي يك لحظه و يك آن از آنات گذشته زندگي، متوقع و منتظر نبود. اگر كسي تصوّر كند كه در طول دوران مبارزه و بعدها در طول دوران انقلاب و مسئوليت رياست قوه اجرايي، حتي يك لحظه در ذهن خودم خطور مي دادم كه اين مسئوليت به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه كرده است. من هميشه خودم را نه فقط از اين منصب بسيار خطير و مهم، بلكه حتي از مناصبي كه به مراتب پايين تر از اين منصب بوده است - مثل رياست جمهوري و ديگر مسئوليت هايي كه در طول انقلاب داشتم - كوچك تر مي دانستم…
البته در آن ساعات بسيار حساسي كه سخت ترين ساعات عمرمان را گذرانديم و خدا مي داند كه در آن شب شنبه و صبح شنبه چه بر ما گذشت؛ برادرها از روي مسئوليت و احساس وظيفه، با فشردگي تمام، فكر و تلاش مي كردند كه چگونه قضايا را جمع و جور كنند، مكرر از من به عنوان عضو شوراي رهبري اسم مي آوردند، كه البته در ذهن خودم آن را رد مي كردم؛ اگر چه به نحو يك احتمال، برايم مطرح مي شد كه شايد واقعاً اين مسئوليت را به من متوجه كنند.
در همان موقع، به خدا پناه بردم و روز شنبه، قبل از تشكيل مجلس خبرگان با تضرع و توجه و التماس، به خداي متعال عرض كردم: پروردگارا! تو كه مدبّر و مقدر امور هستي؛ چون ممكن است به عنوان عضوي از مجموعه شوراي رهبري، اين مسئوليت متوجه من شود؛ خواهش مي كنم اگر اين كار ممكن است اندكي براي دين و آخرت من زيان داشته باشد، طوري ترتيب كار را بده كه چنين وضعيتي پيش نيايد. واقعاً از ته دل مي خواستم كه اين مسئوليت متوجه من نشود.
هر چه تلاش كردم نتيجه نداد
بالاخره در مجلس خبرگان، بحث هايي پيش آمد و حرف هايي زده شد كه نهايتاً به اين انتخاب منتهي شد. در همان مجلس، كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم تا اين كار انجام نگيرد؛ ولي انجام گرفت و اين مرحله گذشت.
من، همين الان خودم را يك طلبه معمولي و بدون برجستگي و امتيازي خاص مي دانم؛ نه فقط براي اين شغل با عظمت و مسئوليت بزرگ، بلكه - همان طور كه صادقانه گفتم - براي مسئوليت هاي به مراتب كوچك تر از آن، مثل رياست جمهوري و كارهاي ديگري كه در طول اين ده سال داشتم؛ امّا حالا كه اين بار را روي دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آنچنان كه خداي متعال به پيامبرانش توصيه فرمود: «خذها بقوه » براي اين مسئوليت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد مي كنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم اين مسئوليت را در حد وسع خود - كه تكليف هم بيش از وسع نيست - با قدرت و قوت و حفظ شأن والاي اين مقام، حفظ كنم و انجام بدهم. اين، تكليف من است كه اميدوارم ان شاءالله مشمول لطف و ترحم الهي و دعاي ولي عصر(عج) و مؤمنان صالح باشم. »12
هر چه اصرار كردم قبول نكردند
مقام معظم رهبري چند سال بعد به مناسبتي با اشاره به اين موضوع، مي فرمايد:
«بعد از رحلت امام (ره)، در آن روز اول كه در مجلس خبرگان شركت كردند، بنده هم عضو مجلس خبرگان بودم و بالاخره اسم اين بنده حقير به ميان آمد و بحث كردند چه كسي را انتخاب كنيم و اتفاق كردند بر اين كه اين موجود حقير ضعيف را به اين منصب خطير انتخاب بكنند. من فعاليت كردم. مخالفت جدي كردم، نه اين كه مي خواستم تعارف بكنم، خدا خودش مي داند كه در دل من، در آن لحظات چه مي گذشت.
رفتم آنجا ايستادم و گفتم: آقايان صبر كنيد، اجازه بدهيد! - اين ها همه ضبط شده و موجود است، هم تصوير و هم صداي آن هست - شروع كردم به استدلال كه من را براي اين مقام انتخاب نكنيد. هر چه اصرار كردم، قبول نكردند. هر چه من استدلال كردم، آقايان مجتهدين و فضلايي كه در آنجا بودند، استدلال هاي مرا جواب دادند. من قاطع بودم كه قبول نكنم؛ ولي بعد ديدم چاره اي نيست. چرا چاره اي نبود؟ زيرا به گفته افرادي كه من به آنها اطمينان دارم، اين واجب، در من متعين شده بود؛ يعني اگر من اين بار را برنمي داشتم، اين بار زمين مي ماند. اين بود كه گفتم: قبول مي كنم. چون ديديم بار بر زمين مي ماند، براي اين كه بار بر زمين نماند، آن را برداشتم. اگر كس ديگري آنجا بود يا من مي شناختم كه ممكن بود اين بار را بردارد و ديگران هم او را قبول مي كردند، يقيناً من قبول نمي كردم كه اين بار را بردارم. بعد هم گفتم: پروردگارا! توكل بر تو و خدا هم تا امروز كمك كرد. »
ملاك هاي اين انتخاب تاريخي
مهم ترين ملاك هاي مجلس خبرگان رهبري براي اين تصميم خطير، عبارت بودند از:
.1 صلاحيت علمي لازم معظم له براي افتأ در تمامي ابواب
.2 عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلام،
.3 بينش عميق سياسي، شجاعت، تدبير، توان مديريتي بالا و يك دهه تجربه بسيار ارزشمند در سطوح بالاي مديريتي كه 8 سال رياست جمهوري در سخت ترين شرايط جنگي، از جمله آنها بود.
افزون بر همه اينها، نظر صريح و بي پرده بنيان گذار انقلاب اسلامي نسبت به صلاحيت كامل معظم له براي تصدي امر رهبري كه با شهادت تعدادي از افراد امين و مورد اعتماد امام به اثبات رسيده بود، خبرگان را در اين تصميم دلگرم تر نمود. در همان جلسه بود كه حضرت آيه الله موسوي اردبيلي، رياست قوه قضائيه، حاج سيد احمد آقا خميني؛ و نيز حجه الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني كه همگي از ياران نزديك و امين امام راحل بودند، شهادت دادند كه بارها از زبان امام جملاتي را شنيدند كه صراحت در صلاحيت حضرت آيه الله خامنه اي براي رهبري داشت.
آقاي هاشمي رفسنجاني در يكي از سخنان خود، با اشاره به نخستين جلسه اي كه براي حل مشكل قائم مقام رهبري در محضر امام برگزار شده بود و در آن جلسه سران سه قوه و حاج احمد آقا خميني؛ و آقاي مهندس ميرحسين موسوي (نخست وزير وقت) هم حضور داشتند، مي گويد:
«رهبري آيه الله خامنه اي را اولين بار امام مطرح فرمودند، در حالي كه هيچ كدام از ما اساساً تصوري از اين موضوع نداشتيم. »
ايشان همچنين اضافه مي كند:
مسأله دوم ما اين بود كه كسي را ]براي رهبري بعد از امام[ نداشتيم. يكي از بحث ها، همان جا همين بود كه در آن جلسه ما گفتيم كه خوب چه كسي؟ ما كه آقايان را مي شناسيم، ما كه علمأ را مي شناسيم، ما كه همكارانمان را مي شناسيم، چنين چيزي نمي شود. در آن جلسه بود كه ايشان (امام خميني ره) فرمودند: «همين آقاي خامنه اي» به هر حال اولين بار امام فرمودند، ما اصلاً چنين تصوري نداشتيم، براي ما كه غيرمنتظره بود و براي شخص رهبري هم اصلاً شوك آور بود. »
همچنين، مرحوم حجه الاسلام والمسلمين حاج احمد آقا خميني؛ يار و امين امام راحل (ره)، در حضور خبرگان ملت فرمود: وقتي حضرت آيه الله خامنه اي در سفر به كره شمالي بودند، امام گزارش هاي آن سفر را از تلويزيون مي ديدند، آن منظره ديدار از كره، استقبال مردم يا سخنراني ها و مذاكرات ايشان در آن سفر خيلي برايشان جالب بود و فرموده بودند: «الحق كه ايشان شايستگي رهبري را دارند. » او همچنين در يكي از سخنان خود، خطاب به مقام معظم رهبري فرمودند:
«حضرت امام بارها از جناب عالي به عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند. »
خانم زهرا مصطفوي، صبيّه حضرت امام خميني نيز مي گويد:
«من مدت ها قبل از بركناري قائم مقام رهبري، شخصاً از محضر امام درباره رهبري پرسيدم و ايشان از آيه الله خامنه اي نام بردند و پرسيدم كه آيا شرايط مرجعيت و اعلميت در رهبري لازم نيست و ايشان نفي كردند و از مراتب علمي ايشان پرسيدم و صريحاً فرمودند كه «ايشان اجتهادي را كه براي ولي فقيه لازم است، دارد. »
پس از انتخاب حضرت آيه الله خامنه اي به رهبري امت اسلامي، استقبال بي نظيري از سوي شخصيت ها، علماي مذهبي و سياسي و نيز تشكل ها و احزاب صورت گرفت. صداي زنگ كاروان هايي كه از دور و نزديك خود را به جماران مي رساندند تا با جانشين آن يار سفركرده بيعت نمايند، تا ماه ها پس از رحلت امام (ره) همچنان به گوش مي رسيد. پيام هاي تبريك مراجع عظام و شخصيت هاي طراز اوّل علمي و سياسي و نيز احزاب و گروه ها يادآور صحنه هاي پرشور و هيجاني بود كه در غدير، نقشي ماندگار از خاطره ها بر جاي گذاشت.

اشتراک گذاری این مطلب!

خداحافظی برنامه سمت خدا با تلویزیون!؟/برکناری تهیه کننده از تبعات قرائت نامه روی آنتن بود

اولین بار 14 اسفند آقای ماندگاری یک فراخوان حمایت از مدیران صدا و سیما داد. مبنی بر اینکه امروز صدا وسیما آنتن خود را به فروش گذاشته است. مردم شما بیایید و به مدیران رسانه ملی اعلام کنید که حاضر هستید چند فیلم و سریال کمتر بینید اما صدا وسیما آنتن اش را به سرمایه داران نفروشد.

به گزارش فرهنگ نیوز، مدتی است برنامه سمت خدا که یکی از پر مخاطب ترین برنامه های تلویزیون است که خانواده های ایرانی پای کلاس درس هایش آموخته اند و از برنامه هایش بهره برده اند. برنامه ای که دیگر یک برنامه ای همانند خیلی از برنامه ها برای پر کردن اوقات فراغت نیست، بلکه سبک زندگی است. آموزش است و زیبایی و ظرافتی که در تولید این برنامه به کار گرفته شده باعث شده که چشم های بسیاری را همه روزه به سمت خود بکشاند.

اما این روزها حاشیه ها جلوی نفس کشیدن این فرصت بالندگی فرهنگی را گرفته است. لحظاتی پیش برکناری رکنی تهیه کننده این برنامه ابلاغ شد. این در حالی است که این تهیه کننده از ابتدای آغاز به کار برنامه سمت خدا سکاندار این برنامه بوده است و اینک اتفاقاتی باعث به حاشیه کشیدن این اتفاق شده است.
رکنی تهیه کننده برنامه سمت خدا در مصاحبه با سایت فرهنگ نیوز ضمن اشاره به نامه قرائت شده توسط حجت الاسلام ماندگاری خطاب به آقای ضرغامی گفت:
قطعا حواشی رخ داده از تبعات این نامه بوده است. این برنامه 13 بار تمدید شده است و تاکنون مشکلی در مسیر این تمدیدها پیش نیامنده است . اتفاق جدیدی که افتاده است بحث نهی از منکر در صدا و سیما بوده است که به مذاق دوستان خوش نیامده است و امروز با کمال تاسف باید بگوییم که نهی از منکر در جامعه اسلامی تنها درخیابانها و برای علی خلیلی ها هزینه ندارد، بلکه در بزرگترین نهاد فرهنگی کشور هم پر هزینه است. اولین بار 14 اسفند آقای ماندگاری یک فراخوان حمایت از مدیران صدا و سیما داد. مبنی بر اینکه امروز صدا وسیما آنتن خود را به فروش گذاشته است. مردم شما بیایید و به مدیران رسانه ملی اعلام کنید که حاضر هستید چند فیلم و سریال کمتر بینید اما صدا وسیما آنتن اش را به سرمایه داران نفروشد. درست بعد از ظهر همان روز حکم عزل بنده صادر شد.

رکنی افزود: سخنرانی فردای آن روز مقام معظم رهبری( 15 اسفند) در دیدار با خبرگان از حسن تصادف به کمک ما آمد که در نتیجه فشارها کم شد. اما آنها از دو رویه غلطی که آقای ماندگاری تذکر داده بودند، یعنی تبلیغات در برنامه های کودک که مخالف نص صریح آیین نامه سازمان صدا و سیما ست و همچنین برگزاری مسابقاتی با جوایز غیر متعارفکه خلاف نظر صریح رهبری بود دست برنداشتند تا اینکه در 27 فروردین آقای ماندگاری نامه ای را به آقای ضرغامی در برنامه سمت خدا قرائت کردند و همان موارد قبلی که حداقل دوبار در برنامه شفاهی گفته بودند در نامه عنوان شد که چندر روز بعد آقای ضرغامی مصاحبه ای کردند و گفتند که آگهی ها را برداشتیم. آقای ضرغامی در این مصاحبه گفته بودند که این قانون شکنی را به دلیل کسری بودجه انجام داده بودند که هیچ آدم فرهنگی این موضوع را قبول نمی کند که شما کار ضد فرهنگی کنید برای اینکه بودجه برای کارمندان نداشته باشید. مثالی را دیروز به رجا نیوز گفتم و آن اینکه اگر مسئول سازمان محیط زیست برای تامین بودجه‌ی کارمندانش به مشکل بخورد، حاضر است یوزپلنگ شکار کند و از درآمد حاصل از آن حقوق کارمندانش را بدهد؟

بدیهی است که این کار غیر منطقی است؛ و نمیتوان فرهنگ کشور را که رسانه ملی متعهد به صیانت از آن است را به شرکتهای مصرف گرارفروخت… امروز تبعات این نهی از منکری که نسبت به دو خلاف قطعی قانونی و مخالف نظر رهبری انجام شده این است که به بهانه ارتقا کیفیت، دیگر برنامه را تمدید نمی کنند و دو تهیه کننده جدید را معرفی کرده اند.
سید عبدالمجید رکنی عنوان کرد: اساسا مدیران ما در ساختار برنامه کوچکترین نقشی نداشته اند. مخصوصا سالهای اخیر. اصلاً این ارتقاء چگونه ممکن است صورت گیرد وقتی کلاً در جریان نیستند. برخی از مدیران ما 24 ساعته مشغولیتهای دیگری دارند. دو تهیه کننده پیشنهادی سمت خدا با من صحبت کردند و یکی از آنها صراحتا به من گفت که من دلم می خواهد شما در این نزاع برنده شوید. اما تو روی خودتان می گویم که اساساً به اینکه رسانه ابزار انتقال ارزشهای دینی است قائل نیستیم . تهیه کننده دوم هم معتقد بوده که بالاخره امورات دنیا باید بگذرد!

جالب اینجاست که هیچ تهیه کننده ای در شبکه سه این موضوع را قبول نکرده است. طبیعی است که کار شبکه سه را باید به تهیه کننده های شبکه بدهند. اما کسی حاضر نشده بود که این کار را قبول کند . به ناچار مدیران شبکه بر اثر اصرار بر تصمیم خود از افرادی خارج از شبکه دعوت کردند . از دو نفری که به تعبیر مدیران برای ارتقاء این برنامه دینی معرفی شده اند یکی از آنها، تهیه کننده رادیو بوده است. الان هم در شبکه ورزش فعالیت می کند و خودشان اظهار کردند که اساسا به اینکه رسانه باید ابزار انتقال ارزشهای دینی باشد معتقد نیستند و به سرگرمی بودن آن بیشتر معتقدند و البته اظهار داشتند که نظریه سومی دارند .نفر دیگر هم در شبکه چهار فعالیت میکنند که برای دستگرمی برنامه های 5 دقیقه ای قبل از ساعت 22 را که جزء ابتکارات مدیران شبکه سه به حساب میاید و عموم کارشناسان از پخش آن بدین صورت ناراضی هستند به ایشان سپرده است . خود ایشان که متصدی این کار شده اند پیش من آمدند و اظهار داشتند که من حتی وقتی برای دیدن برنامه ها ندارم و حتی برای برنامه های 5 دقیقه ای هم فرصتی نداشتم ببینم و انجام آن را به تدوینگر دفترم سپرده ام . سؤال اینجاست کسی که برای دیدن برنامه 5 دقیقه ای وقتی ندارد چه ارتقائی می تواند در این برنامه ایجاد کند و نکته ای که شاید برای همه خوانندگان جالب باشد این است که یکی از این دو تهیه کننده اصلا آقای شریعتی مجری همیشگی این برنامه را هم نمیشناخت و از ایشان اسمش را سوال میکرد !
تهیه کننده این سالهای برنامه سمت خدا افزود: بگذارید برای یک بار جناح فرهنگی مؤمن نقشش را نشان دهد و باید جناح فرهنگی مومن وزن حقیقی خود را در معادلات فرهنگی کشور بسنجد .در روز عاشورا هم امام حسین دعوت جنیان را رد کرد چرا که اگر این دعوت را قبول میکرد و به مدد آنها پیروز میشد بعدها در هر جای دنیا اگر نزاعی بین حق و باطل پیش میامد طرف حق توقع داشت که اگر نیروهای ماورائی به کمکش بیایند از حق دفاع خواهد کرد. ممکن است برای سمت خدا خیلی ها از طریق جایگاه حقوقیشان بخواهند وارد شوند و دعوا را خاتمه دهند . اما ما باید بگوییم کارمان مردمی است و بعدها هم در هر جا نزاعی بین حق و باطل صورت بگیرد مشکل به صورت مردمی برطرف شود، احساس میکنم در این نزاع ، یک تماس تلفنی پیرزن فرتوت در الیگودرز و یا جوان دانشجویی در شیراز از هزاران سفارش حکومتی ارزشمند تر باشد .

سمت خدا در این سالها برنده جشنواره جام جم و همچنین جشنواره های دیگر شده است. اینجانب بر اساس فشارهای وارده نامه شبه استعفایی را بدون ذکر دلیل در اسفند ماه به آقای ضرغامی نوشتم و دوست داشتم حرفها و دغدغه هایم را در عرصه دین و فرهنگ با بالاترین مقام رسانه ملی در میان بگذارم ، احساس میکنم توقع بیجایی برای مهمترین برنامه دینی رسانه ملی نباشد که بخواهد دقایقی وقت مدیر ارشد سازمان را بگیرد .
فکر کنید اگر این نامه استعفا را تهیه کنندگان یا کارگردانان مطرح ترین برنامه های ورزشی شبکه سه و یا کارگردان بهترین مجموعه های تلویزیونی سالهای اخیر نوشته بودند چه اتفاقی می افتاد؟ قطعا آقای ضرغامی یا دفترشان با ایشان تماس می گرفت و علت را جویا می شد و در صدد استمالت و دلجویی از فرد استعفا دهنده برمیامدند . این در حالی است که این برنامه پر بیننده فرهنگی از چنین جایگاهی برخوردار نبود و نه شخص آقای ضرغامی و نه دفتر ایشان هیچگونه تماسی نگرفتند که بگویند شما به چه دلیل استعفا داده اید و حالا امروز ادعا میکنند چون ایشان استعفا داده ما با استعفای ایشان موافقت کردیم ، نباید تامل کرد که احتمالا بر سر تهیه کننده برنامه چه بلایی آمده است که مجبور به نوشتن استعفا شده است .

کسانی که با کار تهیه کنندگی درتلویزیون آشنا هستند میدانند که یک تهیه کننده برنامه روزانه که این برنامه را همانند فرزند خودش بزرگ کرده و روزانه بیش از 14 ساعت از وقت خود را برای انجام کارهای برنامه و خواندن پیامهای تک تک مخاطبان هزینه کرده است ، چه اتفاقی برایش افتاده که نامه استعفایش را مینویسد و البته باید دید چه اتفاقی برای بزرگترین نهاد فرهنگی کشور افتاده که به این نامه استعفا کوچکترین توجهی نمیکند و البته دلش میخواهد که بدون سر وصدا با این استعفا موافقت هم بکند .


اشتراک گذاری این مطلب!

دشمن با چراغ خاموش در كمين است مراقب خود و فرزندانتان باشيد!

انواع مواد مخدر و روانگردان به همراه خطرات آنها

مصرف مواد مخدر و اعتیاد به آن خطرناكترین پدیده جامعه امروزی بحساب می آید كه جز تباهی، نابودی، بـیـماری، پشیمانی و مرگ چیزی بدنبال نخواهد داشت. نـتـیـجـه و عاقبت افرادی كه به مصرف مواد مخدر مبادرت می ورزنـد بـاید درس عبـرتـی برای افراد دیگر بخصوص جوانان باشـد تا بخاطر شادی ها، خوشـی هـا و اثـرات كـاذب زود گذر و تحت تاثیر دوستان ناباب هرگز حتی فكر مصرف آنها را نیزبـه خـود راه نـدهنـد. تمامی داروهای مخدر و روانگردان، مغز و نواحی مخـتـلف بـدن را تـحت تـاثـیـر خـود قـرار میدهند و تعادل شیمیایی بدن را بر هم میزنند. احساساتی كه در پی این گونه مواد در بدن ایجاد میگردند به عوامل زیر بستگی دارد:
سن: مواد مخدر در جوانان تاثیر سوء بیشتری دارد بـخاطر آنكه مغزشان در حال رشد و تكامل است.
زمان استعمال
خلوص مواد
میزان مصرف
چگونگی مصرف (تزریق، خوراكی، دود كردن، استنشاق )
خلق و خو، سطح سلامتی و شرایط محیطی فرد.


1- OPIUM POPPY خشخاش
داروهای استخراجی: هروئین، مورفین، کـدئـیـــن، تریاک. مسکن و ضد درد میباشند.

2- CANNABIS SATIVA شاهدانه
داروهای استخراجی: TETRAHYDROCANNABINOL که مـــاده ای مسـکن، شـل کنـنـده عـضلات، خـواب آور و آنـتـی بیـوتـیک است. ماری جوآنا و حشیش ازآن گرفته می شـود. حشیش از صمغ گیاه و ماری جوآنا از ساقه و برگ آن.

3- COCA
از آن کوکائین استخراج میشود که یک آلکالوئید بی حس کننده موضعی میباشد.

نکته:
به تزریق وریدی موادمخدر MAINLINING و به تزریق زیر پوست و عضلات SKIN POPPING میگویند.

حشیش، ماری جوآنا و هروئین…

حشیش (CANNABIS)

اسامی عامیانه: GRASS ،HASH ،DOPE ،BLOW ،DRAW

شکل ظاهری: بصورت تکه های جامد، از رزین گیاه شاهدانه میباشد، قـهـوه ای و یــا مشکی است.

نحوه استعمال: بـصورت دود کردن با سیگار همراه با سیگار برگ و همراه با چپق و یا قلیان، پختن آن و مصرف بهمراه غذا، همراه به چای نیز دم میکنند.

اثرات آنی: ریلکس کننده، حواس شنوایی و بینایی (به خصوص رنگها) قویتر میگردنـد، اشتها آور است، فرد حراف و یا منزوی میگردد، واکنش به محرکها کند میشود، دقیقه ها طولانی شده زمانی دیر میگذرد، اجسام عادی عجیب بنظر میرسند.

خطرات کوتاه مدت: احسـاس سـردرگـمـی، اضــطراب، هراس، بد گـمـانـی، تـوانـایـی یادگیری کاهش می یابد، هماهنگی حرکات مختل میشود.

خطرات دراز مدت: پارانوئید، اسکیزوفرنی، جنون، روانپریشی، افسردگی و اضطــراب، استعمال آن همراه با سیگار سبب آسیب جدی به ریه ها میگردد.

ماری جوآنا (MARIJUANA)
اسامی عامیانه: WEED ،GRASS ،POT ،CHRONIC ،JOINT ،BLUNT ،HERB ،GANGA
HEMP ،BASH ،BHANG ،BLAST ،JIVE

شکل ظاهری: از برگ، ساقه شاهدانه بدست می آید. شبیه جـعــفـری خشک سبـز، قهوه ای و یا خاکستری میباشد. اندکی توهم زا است.

نحوه استعمال: مانند حشیش میباشد.

اثرات آنی: گذشت زمان حس نمیگردد، تمرکز کاهش مییابد، حافظه و یادگیری کاهش می یـابد، افـزایـش فـشار خـون و ضـربـان قـلـب، خشکی دهان، قرمزی چشمها، خواب آلودگی، اشتها آور، اثرات حشیش را نیز دارا می باشد. خنده های مکرر.

خطرات: پارانوئید، آسیب به ریه ها، سرفه و عفونت مجاری تنفس، برونشیت.

هروئین (HEROIN)

اسامی عامیانه: HORSE ،SMACK ،BIG H ، BLACH TAR ،CABALLO ،DRAGON،
GEAR SKAG ،BROWN ،JUNK

شکل ظاهری: از خشخاش بدست می آید، شکل تغییر یافته مورفین است، هـروئین خالص گرد سفید رنگی است که طعم بسیار بدی دارد، هـروئـیـن مـعمولا با مواد دیگری مانند نشاسته، پودر شکر، پودر تالک، پودر شیر، آرد و گچ و ترکیب می گردد، هـروئـیـــن میتواند قهوه ای و یا مانند قیر تیره باشد.

طرز استعمال: دود کردن، تزریق وریدی، استنشاق (زمانی که گرم میگردد میسوزد و ایجاد دود میکند به استنشاق دود آن CHASING THE DRAGON میگویند.)

اثرات آنی: خـوشـی زیاد، کاهش درد، تـهوع، خـارش شـدیـد، چـرت زدن، کـنـد شـدن تـنـفس، خـواب آلـودگـی، نشئـگی، ریـلـکس شـدن. مسـکن درد بسیار قوی، احساس سنگینی، گویی یک پتوی گرم دور بدتان کشیده شده است.

خطرات: بسیار اعتیاد آور است، هپاتیت، ایدز، اسـتـعمال بیش از حد تنفس را متوقف کرده و سبب مرگ میشود. چون با موادی همچون گچ، آرد، تالک و غیره ترکیب میـگردد، استعمال تزریقی آن سبب ایجاد حساسیت در بدن و خارش شدید میشود. صـــدمه به قلب و عروق خونی، عفونت، هموروئید و سوء تغذیه، آسیب به کبد و کلیه.

کوکائین، ال اس دی، اکستاسی…
کوکائین (COCAIN)

اسامی عامیانه:NOSE CANDY ،BASE ،FLAKE،
TOOT ،WHITE ،BLOW ،SNOW ROCK ،CHARLIE،
COKE ،STARDUST

شکل ظاهری: گرد سفید رنگی که از برگهای خشک شده گیاه کوکا بدست می آید.با پختن کوکائین همراه با جوش شیرین ماده مخدر دیگری بنام CRACK حاصل می گــردد. کرک بسیار بسیار اعتیاد آور بوده و بشکل حبه های سفید و یا قهوه ای رنگی میباشـد. معمولا با نشاسته، شکر، ویتامین سی، پودر شیر و پودر تالک ترکیب می گردد.

نحوه استعمال: استنشـاق از راه بیـنـی، تـزریق وریـدی، دود کـردن کـرک تـوسط پیپ، جویدن برگها، بکار بردن در غشاء مخاطی دهان، مهبل و مقعد.

اثرات آنی: یک محرک میباشد، اثراتش بسیار زود از میان می رود (30 دقیـقـه بـعد) کـه سبب میگردد فرد احساس افسردگی و نا آرامی کند، حـتی بـا یکـبـار مـصرف اعتـیـادآور است. افـزایش اعتمـاد بنـفس، احسـاس نیـرومنـدی و هـوشـیـاری، سـبــب تپــش قلب می گـردد، انرژی زا، فرد حراف و یا کم حرف میشود، سریع و چابک، شنگولی. از مـیـان رفتـن تـمرکـز، هــماهنگی حرکات و میل جنسی، تنفـس کـم عـمـق و نامـنـظـم، رفـتـار خشونت آمیز، رعشه، بسیار زود اثرش ایجاد می گـردد (10 ثـانـیـه پـس از اسـتـعـمـال) افزایش انرژی، تقویت نیروی جنسی، ترشح دپامین در مغز.

خطرات: استنشاق آن از را بینی سبب آسیب به پره مــیانی بینی شده و در آن ایجاد حفره میکند. آنقدر خطرناک است که با اولین مصرف می تواند سبب سکته قلبی گـردد. مشـکـلات تـنـفسی، آسیـب بـــه ریه، تشنج و مرگ ناگهانی. در دراز مـدت نـیـز سـبـب پارانوئید، توهم، خشونت و کاهش وزن میگردد.به مغز و قلب نیز آسیب جدی میرساند.


ال اس دی (LSD)
مخفف LYSERGIC-ACID-DIETHYLAMIDE میباشد.

اسامی عامیانه: ACID ،TABS ،BLOTTER

شکل ظاهری: در کاغذهای مربعی شکل کوچک که مـعـمـولا روی آنـهـا طرح و نـقـوش مختلفی وجود دارد-بصورت قرصهای ریزی بنام MICRODOTS ،DOTS، به صـــورت مـایع، کپسول و ژلاتین نیز موجود میباشد. ال اس دی خالص گرد بی بـو و سفـیـد رنگی است که از یک نوع قارچ استخراج میگردد.

نحوه استعمال: استنشاق، دود کردن، تزریق، خوراکی.

ثرات آنی: توهم زای قوی، حالت پرواز (TRIP)، ظـرف یک ساعت پس از مصرف ظـــاهر گشته و 8 الی 12 ساعت اثر آن باقی می مـاند، فـرد قـادر بـه خـاتمه دادن به این حالت نمی بـاشـد، رنــگها روشنتر، اصوات جدیدتر و حرکات و زمان کند تر و یا تندتر می گـردد. ادغام حواس در یکدیگر (رنگها شنیده میگردد و صداها دیده میشود)، کاهش اشتها، گر گرفتگی، پارانوئید، لرز، تپش قلب، سر در گمی و تنفس سریع.

خطرات: یک حالت پرواز و یا نشئه گی حاصل از ال اس دی میتواند خوشایند بـاشد اما یک تریپ بد بسیار وحشت آور خواهد بود. مسـئـله دیـگر حـالتـی اسـت که تریپ مجددا بدون استعمال ال اس دی برای فرد بارها و بارها تکرار میشود که FLASH-BACK نامــیده میگردد. افسردگی، روانپریشی، جنـون، تشـنـج، مـرگ، خود کشی از عواقب مصرف آن بشمار میرود.

اکستاسی (ECSTASY)
اسامی عامیانه: ECCY ،XTC ،X ADAM ،E-DIAMONDS ،MITSUBISHI ،LOVERS SPEED ،CLARITY

شکل ظاهری: از METHYLENE-DIOXYMETHYL-AMPHETAMINE) MDM) تهیه میگردد قرص به اشکال و اندازه های گوناگون، گرد، کپسول، مایع. از نـوعی آمـفی تـامین توهم زا میباشد، معمولا با نشاسته، پودر تالک و رنگ، کافئین، آمـفی تـامین و افدرین ترکیب میگردد.

نحوه استعمال: خوراکی، دود کردن و استنشاق، تزریق.

اثرات آنی: اثر آن 20 دقیقه پس از مصرف ظاهر میگردد، اکستاسی هم محرک است و هم توهم زا، افزایش انرژی و حس خوشی، اصوات، رنگها و احساسات شدیدتر میگردد اثر آن تا 6 ساعت باقی میماند، به حالت ایجاد شده از آن ROLLING می گـویند، اثراتش شبیه آمفی تامین میباشد، افزایش ضربان قلب، افزایش اعتماد بنفس،احساس تهوع، اضطراب، احـساس صمـیـمیت بـا دیـگران، سـایـیدن دنـدانـها بـه یکدیگر، کاهش اشتها، تعـریـق، احــساس شدید لذت، گرمی و شادی، شما را به رقصیدن وا می دارد. تـرشـح دپامین و سروتونین در مغز.

خطرات: گرمازدگی، چون بیشتر در کلوبها از آن استفاده می گـردد و در پـی فـعـالـیــت شدید مانند رقصیدن سبب افزایش شدید گرمای بدن میگردد که بسیار خطرناک اســت، فرد برای رفع تشنگی مـمـکن اسـت آب فـراوان بـنـوشد کـه ایـن خـود سبب رقیق شدن بیـش از حـد خــون و از مــیان رفتن تعادل سدیم خون شـده و سـبـب تـورم اعـضـاء بـدن هـمـچـون مـغز و در نهایت مرگ فرد می شـود، پـس از یـکـی دو روز بـعـد فـرد احـسـاس افسـردگـی و خـستگی میکند، در دراز مدت سبب آسیب به کبد، کلیه و مغز می گردد، توهم گویی، استفراغ، تشنج.

کتامین، متادون، آمفی تامین…

کتامین (KETAMIN)
اسامی عامیانه: K-SPECIAL ، K-VITAMINE ، K-KET

شکل ظاهری: گرد سفید رنگ، بصورت قرص و یا مایع.

نحوه استعمال: خوراکی، استنشاق و تزریق.

اثرات آنی: بی حس کننده قوی میباشد، القاء تجربه خارج از بدن، کـرختــی و توهم زا میباشد.

خطرات: در کوتاه مدت سبب مشکـلات بـیـنـایی، عـدم تـعـادل و هـمـاهنگی، توهمات وحشتناک و در دراز مدت سبب احساس گم گشتگی و جدایی از واقعیت میگردد.

متادون (METHADONE)
اسامی عامیانه: METH-LINCTUS

شکل ظاهری: مایع سبز، آبی و یا کهربایی رنگ، قرصهای سفید رنگ.

نحوه استعمال: خوراکی.

اثرات آنی: اثراتی شبیه هروئین داشته اما خفیف تر.

خطرات: سبب کما و مرگ میگردد.

آمفی تامین (AMPHETAMINES)
اسامی عامیانه: SPEED ،WHIZZ ،METH ،CRANK،
GLASS ،CHALK ،UPPERS ،FAST - شیشه


شکل ظاهری: گرد سفید رنگ و یا خاکستری، کپسول، قرص. بـرای آنـکه آفتی تامین قابل دود کردن گردد آن را کریستالیزه میکنند که در این صورت به آن ICE میگویند.

نحوه استعمال: استنشاق، دود کردن، تزریق و یا حل درون مایعات، خوراکی.

اثرات آنی: اثر آن 3 الی 4 ساعت بعد ظاهر میگردد، هیجان زدگی، اعتماد بنفس بالا، افزایش هوشیاری، پر انرژی، کاهش اشتها، بی خوابی، یک محرک میباشد.

خطرات: درکوتاه مدت سبب احساس اضطراب، افسردگی و خستگی پس از استعمال آن می شود، افزایش ضربان قلب و تنفس، اختلال در دید، خشکی دهان، سـرگـیـجـه و خشونت، مرگ ناگهانی و سکته قلبی. در دراز مدت سبب توهم، وحشتزدگی، کـاهش وزن، آسیب به مغز و حافظه، تشنج و مرگ میگردد.

قارچها، جی اچ بی، حلال ها

قارچ ها (MAGIC MUSHROOMS)

اسامی عامیانه: SHROOMS-MUSHIES

نحوه استعمال: پخته همراه با غذا، دم کرده همراه با چای.

اثرات آنی: اثری خفیف تر از ال اس دی داشته و تا 4 ساعت باقی میماند.

خطرات: درد شکم، اسهال، تهوع و مرگ در پی مصرف قارچهای سمی.

جی اچ بی (GHB)
مخفف GAMMA HYDROXYBUTYRATE است.

اسامی عامیانه: GHB ،GBH ،GABBA ،G ،LIQUID ECSTACY

شکل ظاهری: مایع بی رنگ و بی بو داخل بطریهای کوچک، بصورت کپسول.

نحوه استعمال: خوراکی.

اثرات آنی: مقادیر کم آن اثرات شبیه الکل دارد و مصرف زیاد آن مانند اکستاسی عمل میکند.

خطرات: تهوع، خواب آلودگی، احساس گم گشتگی، تشنج و مشکلات تنفسی.

حلالها (INHALANTS)
اسامی عامیانه: BULLET ،BOLT ،RUSH ،SNAPPERS ،POPPERS ،WHPPETS AEROSOLS ،SNIFF ،NITRITES

شکل ظاهری: موادی هستنهد که فرد با استنشاق آنـها حـالت سرخوشی و نشئـــه گی دست میدهد مانند: چسبها، تینر رنگ، گازوئیل، جوهر مرکب، اسپری مـو، اسپری رنگ، اسپری شوینده، گاز فندک، استون، شیشه شور، واکس کفش، غلط گیرها. نامیده میگردد.

نحوه استعمال: استنشاق مستقیم فـراورده، ریــختن این گونه مواد درون کیسه های پلاستیکی و استنشاق از طریق آن که BAGGING نامیده میگردد.

اثرات آنی: خواب آور، مسکن، ضد درد، مستی، گیجی، سردرگمی.

خطرات: کوتاه مدت سبب تهوع، سرفه شدید، لکه اطراف دهان،خفگی و در دراز مدت سبب سر درد، خونریزی بینی، کاهش حس بویایی، کـاهـش اکـسیـژن به مغز و آسیب به مغز، آسیب به کلیه ها، کبد و سیستم عصبی و ششها میگردد.

استروئیدها، مسکنها، سرکوبگرها، پی سی پی، اکسی کنتین و تریاک…
استروئیدها (STEROIDS)

اسامی عامیانه: ROIDS ،SAUCE ،SLOP ،JUICE ،PUMPERS ،GYM CANDY
ANABOLICS

شکل ظاهری: مشتقات هورمون مردانه تستوسترون می بـاشنـد کـه رشـد عـضـلات اسکلتی را افزایش میدهد. ورزشکاران برای بـهبـود عـمـلکرد و ظاهر فیزیکی خود از آنها استفاده میکنند. استقامت را نیز افزایش میدهد.

نحوه استعمال: خوراکی، تزریق.

خطرات: افزایش فشار خون، کلسترل بالا، بیماری کلیه و کبد، صدمه به قلب، دیابــت، یرقان، افسردگی، رفتارهای خشونت آمیز. در مردان: رشد سینه، تحلیل بیضه، کـاهش اسپرم، ناباروری، آکنه، سکته. در زنان:رشد مـو در صـورت، بـم شـدن صدا، اخـتــلال در قاعدگی، کاهش سایز سینه.

سرکوبگرها و مسکنها
(TRANQUILIZERS = DEPRRESSANT)
اسامی عامیانه: DOWNERS ،GOOFBALSS ،BARBS ،BLUE DEVILS ،JELLIES TRANY ،BENZOZ ،LUDES

شکل ظاهری: این داروها مســکن بوده و سبب شل شده عضـلات و آرامـش اعـصـاب میگردند. به صورت قرص و کپسول میباشند. مانند: والیوم و مرفین.

نحوه استعمال: خوراکی و تزریق.

اثرات: تسکین اضطراب و تنش، خواب آور،

خطرات: اعـتــیاد آور، کاهش انرژی، کاهش حافظه، افسردگی، بی خـوابـی و حـمـلات هراسی.

پی سی پی (PCP)
ا
سامی عامیانه: ANGEL DUST ،HOG CRYSTAL ،ZOOT ،PHENCYCLIDINE

شکل ظاهری: یک بی حس کننده می باشد. گرد سفید رنگ کریستـالـی، بـه صـورت کپسول و قرص نیز وجود دارد.

نحوه استعمال: استنشاق، دود کردن و تزریق.

اثرات: خوشی، ریلکس شدن، بی وزنی، عدم تمرکز، اضطراب، افسردگی.

اکسی کنتین (OXYCONTIN)
اسامی عامیانه: OXY ،OC ،OXYCOTTON

شکل ظاهری: مسکن درد میباشد مانند مسکن ها که ماده فعال آن اکسیکدون (OXYCODONE) است. بصورت مایع، قرص میباشد.

نحوه استعمال: تزریق، استنشاق، جویدن، پخته همره غذا.

اثرات: کند شدن تنفس، تهوع، استفراغ، یبوست، سردرد، گیجی، تعریق و ضعف.


اشتراک گذاری این مطلب!

فضائل ماه رجب و لیلة الرغائب


هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده ‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست ‏برخوردار می ‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» یعنی برخوردار از حرمت ‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می ‏باشد.

رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده ‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»

امام هفتم (علیه السّلام) فرموده ‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد.


از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت ‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة.

در حدیث است که حضرت نوح(علیه السّلام) روز اول این ماه سوار بر کشتی شد و نجات یافت و فرمودند: کسانی که با او هستند روزه بدارند و هر که این روز را روزه بدارد آتش عذاب یک سال از او دور می ‏شود و نیز طبق سخن حضرت صادق(علیه السّلام) خواندن زیارت امام حسین(علیه السّلام) در روز اول این ماه مستحب و تأکید شده است.

پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشنده‏ ای مهربان است.

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: روزه بیست و هفتم رجب را از دست مده که آن روزی است که مقام نبوّت به محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) داده شد و ثواب آن برای شما به اندازه ثواب شصت ماه است.

ماه رجب، به دلیل برخورداری از مزایای گوناگون و توجه به ابعاد معنوی آن، نام‏های دیگری نیز دارد؛ نام‏هایی مثل ماه آمرزش خواهی (شهرُ الاستغفار)؛ ماه تک (رَجَبُ الفَرد) به دلیل تنها واقع شدن و جدا شدن آن از سایر ماه‏های حرام؛ سرشار (رَجَبُ الاَصَبّ) به دلیل نزول سرشار رحمت الهی؛ ماه امیرمؤمنان (شهرُ امیرِالمؤمنین)، ریسمان الهی و اَصَمْ یعنی برخوردار از فضیلت‏های بسیار.لیلة الرغائب ( شب آرزوها )

از جمله شبهای بزرگ و با عظمت ماه رجب شب جمعه اول این ماه است.معروف به لیلة الرغائب، اعمال مخصوصی در این شب ذکر شده که به واسطه آن اعمال برکات و پاداش فراوان بر انسان سرازیر می‏شود.

رغائب جمع رغیبه است به معنی «امرٌ مرغوب فیه عکاء کثیر» یعنی شبی که در آن عطاها و مواهب فراوان بدست می ‏آید در حدیث است شب جمعه اول این ماه احیاء و بیداری و نیایش فضیلت ویژه دارد و موجب دست‏یابی به عطایای ارزشمند حضرت پروردگار است، در حدیث است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ملائکه این شب را به این نام نهادند و محدثان در کتاب‏های دعا نمازی با کیفیت مخصوصی در این شب ذکر کرده‏ اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: هر کس این نماز را در این شب انجام دهد ثواب این نماز به نیکوترین صورت با روی خندان و درخشان و با زبانی فصیح در شب اول قبر در حضور این فرد ظاهر شود و به او می‏ گوید: ای دوست من مژده می ‏دهم تو را که از هر شدّت و سختی نجات یافتی، نمازگزار می‏گوید: تو کیستی که من تاکنون چنین صورتی زیبا با چنین جلوه ‏ای ندیدم و سخنی شیرین‏تر از کلام تو نشنیده ‏ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیدم در پاسخ می‏گوید: من همان نماز لیلة الرغائبم که شما انجام دادی. امشب آمده‏ ام نزدت باشم تا حق را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من در عرصه قیامت سایه بر سر تو خواهم افکند پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد.

کیفیت اعمال لیلة الرغائب

روز پنج شنبه اول آن ماه روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر” اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله” گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر “سبوح قدوس رب الملائكة والروح” گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر “رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم” گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر “سبوح قدوس رب الملائكة والروح” گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد

سیزدهم ماه رجب و اعمال اعتکاف

از جمله فضیلت ماه رجب آن است که ایام البیض در آن واقع شده یعنی روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و اعتکاف برای خدا و روزه ‏داری، در آموزه‏ های دینی بر آن تأکید و سفارش شده است.

و نیز ولادت حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السّلام) در روز سیزدهم همین ماه واقع شده.

اعمال ام داوود

یکی از عبادتها و دعاهای معروف که در ماه رجب به انجام آن تأکید شده، اعمال ام‏ داوود است. در کتب حدیث نقل شده، جوانی در عراق که اهل معرفت بود به دست منصور دوانیقی به مدت طولانی در زندان او گرفتار شده بود که نامش داوود بود. مادرش تاب و توان خود را در فراق پسر از دست داده بود، روزی به خدمت امام صادق(علیه السّلام) رفت و داستان را نقل کرد و از آن حضرت چاره‏ جویی نمود. حضرت فرمود: آیا می‏دانی این ماه، ماه رجب است و دعا در آن زود به اجابت می‏رسد آنچه را که می‏گویم دقیقاً انجام ده تا فرزندت از زندان رهایی یابد.

ابتدا سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بدار و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و 8 رکعت نماز به جا بیاور. (کیفیت نماز در مفاتیح الجنان ذکر شده به آن مراجعه کنید). همین که نماز را خواند پس از مدّت کمی پسرش آزاد شد پس از آن ام داوود خدمت امام صادق(علیه السّلام) رسید و پس از عرض سلام خبر رهایی پسرش را به او رساند. امام صادق(علیه السّلام) فرمود: منصور دوانیقی در یکی از شب‏ها جدّم علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را در خواب دید که به او هشدار داد: هرچه زودتر فرزندم داوود را آزاد کن و گرنه تو را در آتش می ‏اندازم. منصور هنگامی که آتش را در مقابل خود دید دستور داد که داوود را آزاد کنند.

بیست و هفتم ماه رجب

روز بیست و هفتم ماه رجب روز مبعوث شدن پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به رسالت و پیامبری است و روزه گرفتن در این روز مستحب و ثواب ویژه دارد برای هر کدام از این شب‏ها اعمال مخصوصی ذکر شده است.

اشتراک گذاری این مطلب!